تبلیغات
انجمن اعضای هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور - دولتمردان با منابع طبیعی سر ستیز دارند

انجمن اعضای هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور

دولتمردان با منابع طبیعی سر ستیز دارند

شنبه 6 خرداد 1385

در حالی كه شنیده می شود سازمان جنگل ها و مراتع طرحی را با عنوان «بوستان خانوادگی » به منظور واگذاری یك میلیون هكتار از اراضی ملی در دست مطالعه و بررسی دارد، جامعه جنگلبانی ایران ضمن مخالفت با اجرای چنین طرحی و هشدار نسبت به تخریب عرصه های ملی ، از مسوولان عالی رتبه كشور درخواست كرده تا هیاتی را مسوول رسیدگی به وضعیت منابع طبیعی كشور كرده و از صدور بخشنامه های خودسرانه و ویرانگر در برخی از لایه های دستگاه های متولی حفظ محیط زیست و منابع طبیعی جلوگیری كنند.
    در همین رابطه جامعه جنگلبانی ایران بیانیه ای را صادر كرد. در بخشی از آن آمده :


    سال 1384 مصادف بود با یكصدمین سال تاسیس جنگلبانی ایران . اما نه تنها سالی اثرگذار و پربار نبود بلكه علاوه بر درد و رنج همیشگی شاهد تغییر و تحولات مدیریت غیرتخصصی و غیرحرفه ای بود كه اكنون بیش از دو دهه است بر منابع طبیعی كشور حاكم شده به نحوی كه با تحمیل مدیریت «زمین » بجای مدیریت «سرزمین » و «حفاظت و احیای جنگل ها و مراتع » روزهای بدتری را برای انفال كشور بوجود آورده است .

    در آستانه اسفندماه خبر تخریب پارك جنگلی لویزان كام علاقه مندان به منابع طبیعی و محیط زیست كشور را تلخ و هفته منابع طبیعی كمرنگ تر از سال های قبل به صورت بسیار ملین برگزار شد.

    سخنان ریاست محترم جمهور در اولین روز از هفته منابع طبیعی (15 اسفند 1384) در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع (بالاترین مركز علمی و تحقیقاتی منابع طبیعی كشور) جرقه امیدی در دل جنگلبانان حرفه ای و دلسوخته كه سالیان سال این عرصه ها را با تعصب حرفه ای و خون دل برای پایداری ایران اسلامی حفظ كرده اند دمید. اعلام اینكه : «هرگونه دخالت در جنگل ها و مراتع و فعالیت بر روی عرصه های منابع طبیعی بایستی علمی و كارشناسی باشد و توان حفاظتی سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری كشور برای حفظ عرصه های منابع طبیعی باید افزایش یابد تا به ازای هر ده هزار هكتار عرصه یك محافظ تحصیل كرده و دلسوز حرفه ای داشته باشیم و برای پایداری و تامین امنیت زیستی مردم بایستی منابع طبیعی توسعه كمی و كیفی یابد و در این حفاظت و توسعه ، مشاركت مردم الزامی است »، توسط بالاترین مقام اجرایی كشور بسیار خوشحال كننده و امیدبخش بود كه قابل تقدیر است . هرچند جنگلبانان و متخصصین رشته های منابع طبیعی در بخش های آموزش تحقیقات و اجرایی همیشه این گونه پیام ها را شنیده و خوشحال شده اند ولیكن در عمل و اجرا چیز دیگری از آب درآمده و نتیجه عكس حاصل شده است . چون همیشه به جای پیگیری جدی و اصولی با برنامه ریزی علمی و فنی برای این گونه پیام ها و توصیه ها و تذكرات ، طرح ها و برنامه های قشری و بسیار سطحی برای نشان دادن سرعت كار در عمل كردن به این پیام ها، ملاحظات مدیریتی و ذهنیات بدون پشتوانه علمی و كارشناسی حاكم شده و سیر تخریب ها را تسریع نموده و در نهایت مطالباتی پدید آورده كه سازمان جنگل ها، مراتع ، آبخیزداری بدهكار از آب درآمده و هزاران پرونده تخریب و تجاوز تشكیل و به محاكم حقوقی و قضایی ارسال شده و نه تنها نتیجه ای حاصل نشده بلكه قانون شكنان ، متخلفین و متجاوزان به عرصه ها، آزمندان و زمین خواران را جری تر و طلبكار نموده و در نهایت مخلوط با مردم عادی و بعضا ذیحق دست به دامان مقامات كشور برای احقاق حق نداشته خود شده اند و مسوولین كشور هم نه تنها هیچ وقت دستور رسیدگی جدی و اصولی به این درخواست ها نداده اند،بلكه گاهی با دستور بر روی شكوائیه ها و گاها در سخنرانی ها و تاكید به مسوولین پائین دست ، قوانین و مقررات را نادیده انگاشته و جملاتی بر زبان می رانند كه نه تنها مشكل گشا نیست ، بلكه بنیان منابع طبیعی كشور را بر باد داده و مالكیت كشور را خدشه دار می سازد تا جایی كه سنگ روی سنگ بند نمی شود و متجاوزین به عرصه ها و مخربین منابع طبیعی را تشویق به هرج و مرج در كشور می نماید.

    مدیران سازمان جنگل ها و مراتع را روزی به دنبال اصلاح ماده 34 و تمدید آن (خیانت بارترین اقدام در منابع طبیعی كشور كه این منابع را به خاك سیاه نشانده )، تغییر ماده 56 (این ماده اجرای قانون جنگل ها و مراتع را خدشه دار و مالكیت كشور را متزلزل نموده است و هر سندی در هر جای كشور قابل اعتراض است ). واگذاری های بی حد و حصر و نابجا و مطالعه نشده ، تفاهمات بی پایه و اساس با دستگاه های دیگر، طرح هایی مانند طرح طوبی و طرح بوستان خانوادگی فرستاده اند و در مقابل در طول دو دهه اخیر ده ها ماده ، تبصره ، مصوبه و قانون مغایر و متضاد با حفاظت منابع طبیعی در كشور وضع شده و در اختیار نهادها و دستگاه های دولتی و غیردولتی قرار گرفته تا همه با یك راه میان بر به خواست خود برسند و دست آخر سازمان متولی و جنگلبانان حرفه ای بمانند و غصه اینكه باز هم عرصه ای از دست رفت و پس از مدتی معضلی دیگر به مشكلات عدیده كشور افزوده شد و آن وقت باید نظاره گر آن باشند كه هوای تهران دیگر كلانشهرها تا آن حد آلوده شده كه نفس مردم را بریده است . در همه جا حتی بزرگراه ها قیف می سازیم و وسایل نقلیه با سرنشین آن را از قیف عبور می دهیم ، تمام بزرگراه ها را به خیابان های متراكم و خیابان ها را به كوچه های انبوه از وسایل نقلیه مبدل می كنیم ، تردد خودروها را زوج و فرد می كنیم ، كودكان و زنان و پیران را از بیرون آمدن منع می كنیم ، مدارس را تعطیل و به نوعی كشور را به صورت نیمه تعطیل درمی آوریم تا شاید در تعطیلی ها بتوانند زندگی عادی را گذران كنند ولی عاقبت درختان قربانی خواهند بود و در مناطق مختلف كشور لغزش و رانش داشته باشیم تا جایی كه سدها و تاسیسات زیربنایی كشور مورد تهدید قرار می گیرد و مناطق وسیعی شكاف برمی دارند. فرسایش بادی بخش مهمی از كشور را در سیطره خود می گیرد و بیش از 100 میلیون هكتار از عرصه های كشور بیابانی تلقی شده و بیابان زایی ، اراضی حاصلخیز ما را می بلعد و میلیاردها تومان اعتبار كشور صرف بیابانزدایی می شود. سیل های ویرانگر خاك زراعی و حاصلخیز كشور را با خود می برد و از دسترس خارج می كند و خسارت و تلفات جانی و مالی وسیعی به بار می آورد و تبعات خفت باری را برای ما بجا می گذارد و در نهایت تغییرات آب و هوا با خشكسالی های پی درپی و نسبتا طولانی امان از مردم می برد.
    راستی چرا چنین می شود*!


    اگر عاقلانه و عالمانه به نیازهای كشور در مقابل منابع و امكانات و از طرفی به محدودیت های آن بنگریم درمی یابیم كه كشوری وسیع ، آب و هوای متنوع ، مردمی صبور و سختكوش ، نیروی انسانی ماهر و متخصا، برنامه ریزی بهتر و مدیریت كارآمدتری را می طلبد تا با اجرای خیرخواهانه و دقیق قوانین منابع را مدیریت كنیم چون همین قوانین فعلی پاسخگوی بسیاری از معضلات موجود خواهد بود.

    درست در زمانی كه از سخنان ریاست جمهوری در هفته منابع طبیعی كشور مسرور و خوشحالیم می بینیم و می خوانیم كه «حاشیه سد لتیان تا عمق 4 متری زمین شكاف برداشت ، مجوز تغییر كاربری پارك لویزان صادر شد. در دیلمان گیلان بدون مجوز در جنگل جاده ساخته می شود و به 10 میلیون خانوار ایرانی هر كدام 500 متر زمین برای پارك خانوادگی می دهیم و...» چنان به هم می ریزیم كه به خود می گوییم «نه درست شدنی نیست »!! دولتمردان خود با منابع طبیعی كشور سر ستیز دارند و گمان می كنند حل مشكلات كشور در رفع بیكاری با واگذاری زمین بدون حساب و كتاب و بدون مطالعه حل می شود. آنها خود نمی دانند كه حداقل در همین 30 ساله اخیر در مقاطع مختلف و تحت نام های متعدد هزاران هكتار زمین واگذار شد ولی این مشكلات حل نشد، وقتی منافع آنی با دیدگاه سطحی و راه های میان بر و ویرانگر را برمی گزینیم ، عدم پایبندی به قانون و اجرای دقیق و به موقع قوانین را ضدیت با مردم می دانیم ذهنیت و خیال را به مبانی علمی و فنی برتری می دهیم و شعار دادن و سرگرم كردن حرفه ما شده است وضعیت بهتری نخواهیم داشت و امروز بروز یكی از بنیان های درصدد حل كشور كه همان عرصه های منابع طبیعی است هدر داده و
    این بهترین و مهمترین حافظ آب و خاك و محیط زیست كشور و منبع حیات و بستر زندگی مردم را از دست می دهیم و احتمالا تا چند سال دیگر بدنیا هم بدهكاری خواهیم داشت .

    لذا جامعه جنگلبانی ایران از همه مسوولین عالی رتبه كشور تقاضا دارد به جای انتظارات و دستورات روزمره پیرامون منابع طبیعی ، هیاتی عالی رتبه از حقوقدانان برجسته ، كارشناسان خبره در زمینه های مختلف منابع طبیعی و محیط زیست ، كارشناسان اقتصادی و برنامه ریزی ، علمای ممرز و متبحر در این زمینه و سازمان های غیردولتی را تعیین و مامور رسیدگی به وضعیت منابع طبیعی كشور نموده تا با كمك سازمان های متولی مانند سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری و سازمان حفاظت محیط زیست سرنوشت محیط زیست و منابع طبیعی كشور را رقم بزنند و با اجرای آمایش سرزمین و مطالعه و بررسی شیوه های مدیریت منابع طبیعی و محیط زیست و تدوین و تنظیم قوانین مستحكم و قابل اجرا همت گمارند و از اصلاح سطحی قوانین ، صدور بخشنامه های خودسرانه و ویرانگر، دستورات ناشیانه و منفعت طلبانه خودداری نمایند.



[ شنبه 6 خرداد 1385 - 11:05 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 6 خرداد 1385 - 11:05 ق.ظ]

[ پیام ()|| انجمن ] [عمومی , ] [+]