تبلیغات
انجمن اعضای هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور - چرا آنی نیستیم كه باید باشیم؟!

انجمن اعضای هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور

چرا آنی نیستیم كه باید باشیم؟!

سه شنبه 15 شهریور 1384

همكاران بزرگوار و صاحب اندیشه!

هـیچ از خود پرسیده­اید كه چرا با وجود حجمِ بی­کرانی از حمایت­های کلامی و نوشتاری صورت گرفته توسط نخبگانِ جامعه در طول تاریخ چند هزارساله­ی پیدایش تمدّن در این سرزمین و با وجود همراهی و تشویق رهبران سیاسی و مذهبی و ملّی به پژوهیدن و کشف کردن و دانش­اندوختن، تقریباً در هیچ یک از بزنگاه­های تاریخیِ ایران­زمین، «دانش­مداری» و «پژوهش­محوری» به جایگاهی که شایسته­ی این حوزه­ی توسعه­ساز و کارآفرین بوده، دست­ نیافته و سامانه­ی برنامه­سازی و تصمیم­گیری کشور آن چنان که سزاوارِ می­نمود بر مدارِ دانش و پژوهش نچرخیده است؟!

شگفتا! چندین و چند سده از عمر نخستین اندیشمندان و دانشمندانی که در این خاک زیستند و با مجاهدت­های علمی و پژوهش­های شجاعانه و خلاقانه­ی خویش نام ایران و ایرانی را به آن سوی آبها رسانده و در وزین­ترین کتب و اسناد علمی، فلسفی و ادبی جهان به ثبت رساندند، می­گذرد؛ امّا بازخوردِ آن مجاهدت­های علمی و فکری و آن كوشش­های بی­مانند را نسل امروزِ ایرانی، حتا همپای ملّلی که یک­دهمِ آن تاریخ پرافتخار را نیز حمل نمی­کنند، لمس نکرده و نمی­كند.

اعضای محترم عضو هیأت علمی!

اگر حافظ را دوست می­داریم، اگر ابوریحان را به خاطر عشقش به دانستن تا لحظه­ی مرگ می­ستاییم، اگر فردوسی را به یکدلی و دوستی دیرین می­پذیریم، اگر خوارزمی را جهانی می­ستاید، اگر شوریده و شتابان در غزل­های مولانا از رنج­ها و اندوهمان می­گریزیم، اگر با ابن­سینا به جهان فخر می­فروشیم، اگر سعدی پناه دلزدگی­ها و ملولی­های ماست، اگر نام رازی، بسیاری را به کرنش وامی­دارد، اگر کرجی و خواجه­نصیر را بر گالیله مقدم می­شماریم و سرانجام اگر آنچه را که دیری ناآگاه در دل داشته­ایم، روشن و آشکار از زبانِ خیامِ حکیم می­شنویم؛ همه از آن است که این سرآمدگانِ دانش و سخن، چونان هنرمندانی بزرگ و بی­مانند، خود را از ما می­سازند، خود را در ما می­دَمند، از بیگانگان، آشنایانِ دیرین پدید می­آورند و دریافته­ها و آزموده­های آنان را، دریافته­ها و آزموده­های ما می­سازند؛ هنرِ هوشمندانه­ای که امروز کمتر اثری از آن می­بینیم. راستی چرا آن مرام ادامه نیافت و دمادم از شتاب پویندگانِ راهش کاسته شد؟  

چرا «پژوهش ایرانی» به رغم همه­ی فسون­کاری و دلارآییش و با وجودِ تأییدِ خیل عظیمی از اندیشه­مردان و زنانِ سخندان و سخن­سنجِ پرمایه­ی وطنی و غیر وطنی، همواره در سایه و کناره مانده و حتّی همپای «ورزش ایرانی» نگاه­ها را به خود معطوف نکرده است؟ چرا عالی­ترین رهبران و مقامات کشور به استقبال ورزشکاری می­روند که پولادی سرد را به بالای سرِ خود برده و یا توپی چرمی را به تورِ دروازه­ای در چارچوبِ مستطیل سبز دوخته، امّا کسی نشانی از پژوهش­گری که تمام عمر خویش را کوشیده تا برای نخستین­بار رقمِ جدیدی از گندم را به جهانیان عرضه داشته یا جوانی که در المپیادی علمی مدالی زرین بر سینه آویخته، نمی­گیرد[1]؟ چرا سیلی از پیام­ها و نشان­ها به سوی آن ورزشکارِ جوان روان می­شود؛ امّا پژوهشگری که همه­ی سال­های جوانی و میان­سالی­اش را به پای اختراع و ابتکارش نهاده و یا طرحی بزرگ را به سامان رسانده، در گمنامیِ مطلق بازنشسته می­شود؟

سال­ها پیش اینشتین در کلامی هوشمندانه به درستی تأکید کرده بود که:

«طرح درست صورت یك مسأله، غالباً اساسی‌تر  و ارزشمند­تر از حل آن است[2].»

 چرا که در هنگامِ طرح درست و دقیق صورت یک مسأله است که ذهن­های کاوشگر امکان طرح پرسش­های جدید را می­یابند و زمینه­ی ظهورِ اندیشه­ای نو یا منظری نوین و گسترده­تر برای نگریستن مهیا می­شود؛ رخدادی که خود توسعه­ی مرزهای دانش را موجب شده و شتاب می­دهد.

باشد اینک و به كمك شما پژوهشگران عزیز، با طرح دیدگاه­های نو و جسارت در بیان پرسش­ها و اندیشه­های منتقدانه، جمود‌ناپذیر، هنجارشكن و گرایه­ساز بتوانیم دست­کم زاویه یا منظری جدید برای نگریستن به پرسش­ها و دریافت­هایی كه طرح شد، در حوزه­ی منابع طبیعی سرزمین مادری بگشاییم.

صمیمانه و بی­صبرانه مشتاق دریافت نظرات ارزشمند شما هستیم. 



[1] آشکار است که منظور، عدم توجه به ورزش قهرمانی و انکارِ ارزش­های قهرمانان ورزشی کشور نیست، بل قصد طرح این پرسش را داریم که چرا نظیر چنین توجهی را در بخشِ کارآفرین و تضمین­دهندة آیندة مملکت، یعنی بخش پژوهش و دانش و آموزش و پرورش نمی­بینیم.

 



[ سه شنبه 15 شهریور 1384 - 10:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| انجمن ] [تریبون آزاد , ] [+]